مرغ از قفس پرید

The bird is (or has) flown

The bird is (or has) flown (2)

the prisoner has escaped; the person wanted has left etc.

جا تر است و بچه نیست، مرغ از قفس پرید، زندانی در رفته است، علی ماند و حوضش، ساز از درخت پرید.

When the police arrived to make the arrest, the bird had flown.

وقتی که ماموران شهربانی آمدند که بگیرندش، مرغ از قفس پریده بود (یا دیدند جاتر است و بچه نیست).

The bird is (or has) flown

It’s no use searching any more. The bird has flown.