عبارت های اسمی (Noun Clauses)

عبارت های اسمی (Noun Clauses)

 

یعنی عبارت اسمی عجیب آدم رو یاد بابا لنگ دراز می اندازه!?????

قبل از اینکه بخوایم عبارت های اسمی رو توضیح بدیم بهتره ببینم اصلا “عبارت” چی هست و در زبان انگلیسی به چی می گن “عبارت“؟

عبارت“، “شبه جمله” یا “جمله وارهمجموعه کلماتی هستند که با هم کار یک فعل، فاعل، مفعول و .. رو انجام می دن.

یعنی در اصل آنها فعل ها، فاعل ها یا مفعول هایی هستند که از بیش از یک کلمه تشکیل شده اند.

آنها شبیه جمله هستند ولی جمله کاملی نیستند و برای تکمیل معنی شون به کلمات بیشتری نیاز دارند.

مثلا “من تو را دوست دارم.” یک جمله کامل هست اما “من کسی که روبه رویم می بینم” این جمله فاعل دارد، فعل هم دارد اما شما هنوز منتظرید من ادامه حرفم رو بگم، ذهن شما می گوید “خب کسی که روبرویت می بینی چی؟ خوب است؟ مریض است؟ اصلا انسان است؟ کسی که روبرویت می بینی چی؟”

شما منتظر ادامه حرفم هستید. این یک “عبارت”، “شبه جمله” یا جمله واره” است که درون یک جمله مستقل قرار می گیرد.

من کسی که روبرویم می بینم را خیلی دوست دارم.

A noun clause is a clause that plays the role of a noun.

Like any noun, a noun clause can be a subject, an object, or a complement.

In a sentence, a noun clause will be a dependent clause. In other words, a noun clause does not stand alone as a complete thought.

خب حالا که معنی عبارت رو فهمیدیم، ببینیم به چی می گن عبارت اسمی؟

عبارت اسمی گروهی از کلمات هستند که در نقش اسم ظاهر می شوند. یعنی گروهی از کلمات با هم نقش فاعل، مفعول یا متمم را بازی می کنند.

 

What you think does not matter. (عبارت اسمی در نقش فاعل)

A person who trusts no one can’t be trusted. (عبارت اسمی در نقش فاعل)

Ask your child what he wants for dinner only if he’s buying. (عبارت اسمی در نقش مفعول)

I don’t know what she thinks. (عبارت اسمی در نقش مفعول)

خوشبختانه در زبان انگلیسی عبارت های اسمی نشانه هایی دارند که توسط آنها می توانیم تشخیصشان دهیم:

  • یک عبارت اسمی معمولا با کلمات پرسشی “where, what, who, how” شروع می شود اما جمله بعد از آن حالت سوالی ندارد (به این نکته خیلی دقت داشته باشید)

  where he lives

        what one says

        who the man is

        how she survives

  • یک عبارت اسمی می تواند با “whether” یا “if شروع شود:

whether she will stay

          if she will stay

  • یک عبارت اسمی می تواند با یک کلمه پرسشی شروع شود که مستقیما پس از آن مصدر آمده:

what to say

where to meet

  • یک عبارت اسمی می تواند با that شروع شود:

that he is innocent

  that she knows three languages

ما گاهی می تونیم به جای that از

the belief that, the fact that, the idea that, the evidence that

هم در شروع یک عبارت اسمی استفاده کنیم.

The fact that the economic growth rate is lower than the population growth rate causes problems.

The idea that the teacher should dominate in the classroom is unacceptable.

با این حال اگر فاعل مون زیادی طولانی باشه ممکنه درک جمله برای مخاطبمون سخت بشه

در این حالت شما می تونید از یک “it” استفاده کنید. این “it” در ابتدای جمله و در جایگاه فاعل می شینه و به شما می گه به زودی عبارت اسمی هم از راه می رسه!

یعنی شما این جمله رو:

That she worked hard for the whole term pleased her parents.

می تونید به این صورت هم بنویسید:

It pleased her parents that she worked hard for the whole term.

فقط دقت داشته باشید بین that هایی که بالا براتون نام بردم “the idea that / the fact that” نمی تونند به این حالت بکار برن!

حالا جالب تر و یه کم پیچیده تر اینه که وجه شرطی (subjunctive) عزیز من هم می تونه در یک عبارت اسمی بکار بره

یک فعل وجه شرطی (  A subjunctive verb) در واقع شکل ساده فعل است. جمله هایی که از این مدل فعل ها استفاده می کنند معمولا روی اهمیت یا ضرورت چیزی تاکید می کنند:

I suggest (that) he see a doctor.

 شکل منفی آن هم به این صورت هست:

not + simple form of the verb

 I recommend that she not go to that movie.

شکل مجهولش

simple form of BE + past participle

It is essential that children be told the truth.

 دقت داشته باشید وقتی فعل اصلی جمله گذشته است، فعل عبارت اسمی هم باید زمان گذشته رو به خودش بگیره

I suggested that he saw a doctor.

 فعل هایی که معمولا بعدشون از یک وجه شرطی (subjunctive)  در عبارت اسمی استفاده می شود از این قرار هستند:

عبارت اسمی در جای فاعل

What Alicia said made her friends cry.
What Megan wrote surprised her family.
How the boy behaved was not very polite.

عبارت اسمی در جای مفعول

She didn’t realize that the directions were wrong.
He didn’t know why the stove wasn’t working.
They now understand that you should not cheat on a test.

عبارت اسمی در جای متمم

Carlie’s problem was that she didn’t practice enough.
Harry’s crowning achievement at school was when he became class president.
Darla’s excuse for being late was that she had forgotten to set her alarm.

عبارت اسمی در جای مفعول حرف اضافه

Harry is not the best provider of what Margie needs.
Josephine is not responsible for what Alex decided to do.
Allie is the owner of that blue car parked outside.

عبارت اسمی در جای متمم صفت

Her family was happy when Meg returned home.
The child is sad that his stomach hurts.
I’m excited that my best friend is coming to visit.